روایت شهدا در محاصره زمان خاطراتی که در حال از دست رفتن اند
به گزارش کارکادو، مسئول طرح قصه فرماندهان با اشاره به گذشت چهار دهه از پایان جنگ، نسبت به از دست رفتن تدریجی خاطرات خانواده ها و نزدیکان شهدا اخطار داد و اظهار داشت: ثبت این داستانها دیگر مهلتی برای تعلل ندارد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری:
کتاب هایی که در موضوعات دفاع مقدس قرار می گیرند، فرصتی است برای بازخوانی روزهایی که قسمتی از مهم ترین تجربه های تاریخی ایران در میدان جنگ رقم خورده است. روزهایی که فرماندهانی جوان، در کنار رزمندگان، مسئولیت سنگین دفاع از کشور را بر عهده گرفتند و هرکدام قصه ای از تصمیم، مقاومت و ایستادگی را به یادگار گذاشتند. اما روایت این سال ها تنها در خاطرات همرزمان و اسناد تاریخی خلاصه نمی شود؛ قسمتی از این میراث باید به زبان نسل نوجوان روایت شود تا فاصله میان تاریخ و مخاطب امروز کمتر شود.
مجموعه «قصه فرماندهان» همچون طرح هایی است که با همین نگاه در انتشارات سوره مهر شکل گرفته و زندگی و خاطرات فرماندهان دفاع مقدس را در قالب روایت هایی داستانی و متناسب با نوجوانان بازگو می کند. این مجموعه که انتشار جلدهای تازه آن بازهم ادامه دارد، در سالهای گذشته با استقبال مخاطبان مواجه شده و بارها تجدید چاپ شده است.
در بخش اول این گفتگو با عنوان «چه ناگفته هایی در روایت کوتاه «قصه فرماندهان» باقیمانده است؟» به این مورد پرداختیم که در حجم کم این مجموعه کتاب ها، مخاطب مقرر است با په موضوع هایی از فرماندهان شهید مواجه شود.
در ادامه بخش دوم گفتگو با مسعود روشن بخش، مسئول طرح «قصه فرماندهان»، را از نظر می گذرانید.
* فرمودید کتاب «رفیق عهد» درباره ی شهید عبدالرحیم موسوی است؛ چرا این عنوان را برای کتاب انتخاب کردید و «رفیق عهد» چه نسبتی با شخصیت و زندگی این شهید دارد؟
عنوان «رفیق عهد» را خود نویسنده انتخاب نموده است، اما از دید من در دوره های مختلف زندگی شهید عبدالرحیم موسوی، همیشه نوعی رفاقت و سازگاری با روزگار دیده می شود. از زندگی اولیه او گرفته تا خانواده، تولد و دوران زندگی اش تا شهادت، همیشه میتوان این خاصیت را دنبال کرد.
این شخصیت، یک نظامی رسمی با دیسیپلین خاص نظامی بود، اما با این حال سرشار از شوق، اخلاق محوری و روحیه مذهبی بود و شخصیت بسیار خاصی داشت. اگر نظامیان و فرماندهان دیگر در دنیا را هم بررسی نماییم، بعضی از آنها در عرصه نظامی خاصیت های برجسته ای دارند، اما درباره ی خیلی از فرماندهان ما نمی توان اظهار داشت که فقط در عرصه نظامی خاص و متفاوت هستند؛ بلکه سبک زندگی آنها هم خاصیت های منحصربه فردی دارد.
با درگذشت هر یک از همسران شهدا، بخش مهمی از زندگی شخصی و خانوادگی یک شهید یا سردار شهید هم از دست می رود. برای روایت ابعاد مختلف زندگی یک فرمانده، بخصوص بخش های خانوادگی و عاطفی زندگی او، به روایت همسر و اعضای خانواده نیاز داریم
زندگی خیلی از این فرماندهان بسیار معمولی و مردمی است و با این وجود، نگاه آنها به زندگی، نگاهی عارفانه و ویژه است؛ بنابراین توصیف کامل این خاصیت ها دشوار است. در مورد شهید موسوی هم میتوان این مسیر را از آغاز زندگی، حتی قبل از تولد او و زندگی پدر و مادرش، تا شهادتش دنبال کرد. این خاصیت حتی در فرزندان او هم دیده می شود؛ به شکلی که احساس می شود این نگاه ویژه و عارفانه در خانواده آنها هم وجود دارد.
اینکه فرزند شهید بعد از شهادت پدر، با وجود تمام سختی ها و داغی که خانواده متحمل شده اند، با صمیمیت و صداقت به دنبال شناخت و روایت زندگی پدرش است، بسیار اثرگذار است. در جریان این مصاحبه ها و روایت ها، لحظاتی وجود داشت که واقعا احساسات انسان را تحت تاثیر قرار می داد.
* چقدر خوب است که خانواده ها دراین خصوص همکاری می کنند؛ چونکه این داستانها حتما باید ثبت و حفظ شوند. ما امروز در جنگ داستانها قرار داریم و اگر روایت زندگی این افراد و فرماندهان از زبان خانواده ها و نزدیکانشان ثبت نشود، قسمتی از این میراث و حقیقت تاریخی از دست خواهد رفت.
یکی از مشکلاتی که امروز با آن مواجه هستیم، گذشت زمان است. اگر پایان جنگ هشت ساله را سال ۱۳۶۷ درنظر بگیریم، حال نزدیک به چهار دهه از آن دوران گذشته است. خانواده ها، دوستان و اشخاصی که با فرماندهان و شهدا ارتباط داشته اند، امروز سن بالاتری دارند و اگر به سراغ آنها نرویم و روایت هایشان ثبت نشود، بخش مهمی از این خاطرات از دست خواهد رفت.
اکنون نویسندگانی داریم که در شهرستان ها با خانواده شهدا ارتباط می گیرند و برای ثبت روایت، زمان زیادی صرف می کنند. بعنوان مثال، خانم پروانه نوری در کرمانشاه برای نگارش درباره ی شهید جعفری آن قدر با خانواده ایشان ارتباط گرفت و به منزلشان رفت وآمد کرد تا همسر شهید را برای روایت زندگی ایشان همراه کند. با وجود اختلاف سنی، این ارتباط به حدی عمیق شد که رابطه ای صمیمانه میان آنها شکل گرفت. این خانواده ها بسیار متواضع هستند و معمولا خودشان ادعایی برای بیان این خاطرات ندارند؛ ازاین رو باید برای جلب اعتماد و همراهی آنها زمان گذاشت.
این کار باید با جدیت بیشتری دنبال شود، چونکه فرصت محدودی برای ثبت این داستانها داریم. با درگذشت هر یک از همسران شهدا، بخش مهمی از زندگی شخصی و خانوادگی یک شهید یا سردار شهید هم از دست می رود. برای روایت ابعاد مختلف زندگی یک فرمانده، بخصوص بخش های خانوادگی و عاطفی زندگی او، به روایت همسر و اعضای خانواده نیاز داریم.
طبیعتاً نویسنده ای که مقرر است درباره ی چنین شخصیتی بنویسد، باید در حد و شأن آن شخصیت باشد. درباره ی رهبر شهید، بطور قطع باید یکی از بهترین نویسندگان حوزه دفاع مقدس، بخصوص در حوزه داستانی، انتخاب گردد. اکنون با چند نویسنده هم اندیشی کرده ایم و امیدواریم هرچه سریعتر به نتیجه برسیم
در دوره فعالیت مرتضی سرهنگی هم مجموعه ای با عنوان «نیمه پنهان» منتشر گردید که بخش مهمی از زندگی شهدا را از زبان همسران و خانواده هایشان روایت می کرد. خانواده ها در حقیقت قسمتی از «نیمه پنهان» زندگی شهدا هستند. بعنوان مثال، اگر فرزند شهید موسوی با ما همکاری نمی کرد، بطور قطع به قسمتی از اطلاعاتی که امروز در اختیار داریم دست پیدا نمی کردیم. او اطلاعات دقیقی درباره ی دوره های مختلف زندگی و کارهای پدرش داشت و ما را به دوستان و همرزمان او ارجاع داد؛ اشخاصی که هرکدام قسمتی از زندگی و شخصیت این شهید را می شناختند.
در واقع، هرکدام از این افراد مانند قطعه ای از یک پازل هستند و کنار هم قرار گرفتن این قطعات است که می تواند تصویری کامل تر از شخصیت و زندگی یک فرمانده عرضه نماید.
* ما بزرگ ترین فرمانده زندگی مان را از دست دادیم؛ رهبر شهید. ایشان قبل از آن که رئیس دولت شوند و قبل از رسیدن به جایگاه رهبری، در جبهه ها حضور و فعالیت داشتند. با این وجود، خیلی از مردم ما تازه بعد از شهادت ایشان با قسمتی از این کارها و نقش ایشان در دوران دفاع مقدس آشنا شدند و شاید بتوان گفت این مسئله، تا حدی ناشی از ضعف در معرفی این بخش از زندگی ایشان بوده است. باتوجه به این موضوع، برای معرفی و روایت کارهای رهبر شهید در دوران دفاع مقدس چه برنامه ای دارید؟ البته احساس می کنم ابعاد شخصیتی و جایگاه ایشان به شکلی است که دیگر نمی توان این مورد را در ابعاد محدود و کوچک روایت کرد.
بعضی از چهره ها آن قدر جایگاه و وزن بالایی دارند که پرداختن به زندگی آنها نیازمند تصمیم و برنامه ریزی در سطح یک مجموعه است. این که ثبت نام و زندگی چنین شخصیتی برای هر مجموعه ای افتخار به حساب می آید، تردیدی در آن نیست؛ اما جایگاه ایشان به اندازه ای خاص است که باید برای انتخاب نویسنده و شیوه روایت، با دقت بیشتری فکر کرد.
ما در مورد این مورد فکر کرده ایم و درحال بررسی آن هستیم. طبیعتاً نویسنده ای که مقرر است درباره ی چنین شخصیتی بنویسد، باید در حد و شأن آن شخصیت باشد. درباره ی رهبر شهید، بطور قطع باید یکی از بهترین نویسندگان حوزه دفاع مقدس، بخصوص در حوزه داستانی، انتخاب گردد. اکنون با چند نویسنده هم اندیشی کرده ایم و امیدواریم هرچه سریعتر به نتیجه برسیم.
از سوی دیگر، برای انجام این کار به همکاری نهادها و مجموعه های مختلف نیاز داریم تا بتوانیم زندگی ایشان را در قالب اثری در شأن این شخصیت روایت کنیم؛ حتی اگر این اثر، کتابی مختصر در اندازه و قالب «قصه فرماندهان» باشد. مهم این است که مخاطب بداند ایشان در دوران دفاع مقدس چه نقش مؤثری داشته اند.
به نظر من، کتاب خوانی برای ایشان فقط یک فعالیت جانبی نبود، بلکه قسمتی از زندگی شان محسوب می شد. احساس می کنم ایشان زمان مشخصی را برای مطالعه اختصاص می دادند و شاید کتاب خواندن یکی از طریق هایی بود که از راه آن به آرامش ذهنی می رسیدند. این میزان پیگیری نشان می داد که کتاب و مطالعه برای ایشان یک دغدغه جدی بود
نقش ایشان در جبهه ها هم موضوعی گسترده است و شاید حتی به چند جلد کتاب نیاز داشته باشد. حضور فیزیکی ایشان در جبهه های مختلف، حضور با لباس رزم و همین طور نقش هایی که در خیلی از عملیات ها، حتی در پشت صحنه، بر عهده داشتند، همچون موضوع هایی است که می تواند در این روایت مورد توجه قرار گیرد.
برای ثبت دقیق این بخش از زندگی ایشان هم باید از ظرفیت فرماندهانی که امروز در قید حیات هستند استفاده نمائیم. امیدواریم با همکاری این افراد و مجموعه های مرتبط، بتوانیم به این توفیق برسیم.
* موضوع دیگری که مطرح می شود، این است که رهبر شهید ما همچون کتاب خوان ترین افراد سیاسی بودند و دراین خصوص تردیدی وجود ندارد. باتوجه به علاقه و توجه ایشان به کتاب و ادبیات، آیا درباره ی مجموعه «قصه فرماندهان» اطلاع داشتند که این کتاب ها منتشر می شود؟ آیا در مقطعی درباره ی این مجموعه نظری مطرح کرده یا بازخوردی نسبت به آن داشته اند؟
در مورد کتاب هایی که مورد تأیید یا توجه ویژه رهبر شهید قرار داشتند، معمولا تقریظ ایشان وجود داشت. در مدتی که من در این مجموعه فعالیت داشتم، برای «قصه فرماندهان» تقریظی ندیدم، اما مطمئن هستم که ایشان این کتاب ها را مطالعه کرده بودند. ایشان واقعا کتاب خوان بودند و کتاب بخش مهمی از زندگی شان بود.
من این توفیق را داشتم که چند بار در محضر ایشان باشم. جلساتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم، گاهی بیشتر شبیه جلسه نقد و معرفی کتاب هایی بود که در عرصه هنری انتشار یافته بود. ایشان بر خیلی از منابعی که در سوره مهر منتشر می شد، تسلط داشتند و اطلاعاتشان درباره ی کتاب ها به روز بود. ما هر سال برای سالگرد تأسیس مرکز مطالعات و هنر مقاومت خدمت ایشان می رسیدیم و بخش قابل توجهی از مباحث جلسه درباره ی کتاب ها بود. این مورد نشان می داد که ایشان، حتی با وجود حجم بالای کتاب هایی که در کشور منتشر می شود، آثار برجسته حوزه های مختلف را دنبال می کردند.
خاطره ای که درباره ی کتاب «دا» دارم، برای من بسیار جالب بود. زمانی که این کتاب تازه انتشار یافته بود، خدمت ایشان رسیدیم و در آخر جلسه، خود ایشان از کتاب «دا» تعریف کردند. آنجا آقای سرهنگی اشاره کردند که خانم حسینی، از عوامل کتاب، در جلسه حضور دارد. ایشان فورا پرسیدند: «کدام حسینی؟» و مشخص کردند که منظورشان راوی کتاب، سیده زهرا حسینی، است یا تدوینگر آن، اعظم حسینی. برای من این میزان دقت بسیار قابل توجه بود؛ چونکه ما که خودمان در فضای نشر و کتاب فعالیت می کردیم، شاید هنوز کتاب را با چنین دقتی نخوانده بودیم، اما ایشان با وجود مسئولیت های متعدد، کتاب را دقیق مطالعه کرده بودند.
به نظر من، کتاب خوانی برای ایشان فقط یک فعالیت جانبی نبود، بلکه قسمتی از زندگی شان محسوب می شد. احساس می کنم ایشان زمان مشخصی را برای مطالعه اختصاص می دادند و شاید کتاب خواندن یکی از طریق هایی بود که از راه آن به آرامش ذهنی می رسیدند. این میزان پیگیری نشان می داد که کتاب و مطالعه برای ایشان یک دغدغه جدی بود.
این میزان تسلط به کتاب و مطالعه گسترده در عرصه های مختلف، نشان می داد که ایشان واقعا از جنس کتاب خوان ها بودند. متاسفانه امروز کمتر شاهد چنین ارتباط مستقیمی میان مسؤلان و فضای کتاب و نویسندگی هستیم؛ در حالیکه این توجه می تواند برای نویسندگان و همه کنشگران حوزه کتاب بسیار روحیه بخش و اثرگذار باشد. حضور و توجه ایشان به کتاب، از دید من یکی از اتفاقات ارزشمندی بود که در فضای فرهنگی کشور رقم خورد
فکر می کنم یکی از عواملی که در ذهن خیلی از نویسندگان، بخصوص نویسندگان حوزه ادبیات دفاع مقدس و انقلاب، وجود داشت، امید به دیده شدن آثارشان توسط ایشان بود. نویسنده ای که بطورمثال کار درباره ی شهیدی را آغاز می کرد، در ذهنش این بود که امیدوار است روزی کتاب به دست ایشان برسد و مورد توجه قرار گیرد و شاید حتی تقریظی برای آن نوشته شود. این امید برای خیلی از نویسندگان، انگیزه و شوق ایجاد می کرد.
تقریظ ها برای برخی نویسندگان نقطه عطفی در راه کاری شان بود و حتی باعث شد بعد از آن، آثار پرارزش دیگری خلق کنند. این اتفاق برای مجموعه فرهنگی و بخصوص نویسندگان، بسیار مهم بود. امروز یکی از خلأهایی که احساس می نماییم، از دست رفتن همین امید و انگیزه است و امیدواریم این ارتباط و توجه به کتاب و نویسندگان در دوره ی جدید هم ادامه پیدا کند.
بخش فرهنگی و حوزه نویسندگی برای حرکت کردن به عوامل مختلفی نیاز دارد؛ گاهی یک جایزه، گاهی حمایت مالی یک مجموعه و گاهی هم دیده شدن اثر بوسیله ی یک شخصیت اثرگذار می تواند این چرخ دنده ها را به حرکت درآورد. تقریظ هم یکی از همین عوامل بود.
من سال هاست در نمایشگاه کتاب حضور دارم و هر سال، یکی از اتفاقاتی که برای ناشران اهمیت داشت، حضور ایشان در نمایشگاه بود. حتی حضور کوتاه ایشان در یک غرفه و نگاه کردن به یک اثر برای ناشر و نویسنده اهمیت داشت. در خیلی از موارد هم مشخص بود که ایشان کتاب ها را مطالعه کرده اند و درباره ی آثار و نویسندگان اطلاعات داشتند.
این میزان تسلط به کتاب و مطالعه گسترده در عرصه های مختلف، نشان می داد که ایشان واقعا از جنس کتاب خوان ها بودند. متاسفانه امروز کمتر شاهد چنین ارتباط مستقیمی میان مسؤلان و فضای کتاب و نویسندگی هستیم؛ در حالیکه این توجه می تواند برای نویسندگان و همه کنشگران حوزه کتاب بسیار روحیه بخش و اثرگذار باشد. حضور و توجه ایشان به کتاب، از دید من یکی از اتفاقات ارزشمندی بود که در فضای فرهنگی کشور رقم خورد.
* در آخر صحبت های خود نکته ای دارید که بیان کنید؟
یکی از مشکلاتی که وجود دارد، به میزان همکاری و حمایت انتشارات مربوط می شود. با عنایت به این که این طرح زیرمجموعه سوره مهر است، طبیعتاً محدودیت هایی در روند تولید و انتشار آثار وجود دارد. در حالیکه بنظر می رسد حداقل به بیشتر از ۲۰۰ عنوان کتاب دیگر درباره ی فرماندهان نیاز داریم و حتی مداخل و موضوعات خیلی از آنها هم مشخص شده است، اگر قرار باشد سالانه تنها پنج یا شش عنوان منتشر شود، رسیدن به این هدف امکان دارد چندین دهه زمان ببرد. در حالیکه درباره ی این شهدا و فرماندهان، نیاز جامعه به داستانهای آنها فوری است و باید این فرهنگ با سرعت بیشتری در جامعه جریان پیدا کند.
به نظر من باید دست مجموعه برای تولید آثار بازتر باشد. میتوان مشخص کرد که در هر سال چه تعداد اثر امکان انتشار دارد و حتی از نویسندگان خواست تعداد بیشتری طرح و اثر جهت بررسی ارائه نمایند. قسمتی از این مسئله هم به بودجه مربوط می شود و ضروری است دراین خصوص حمایت بیشتری صورت گیرد.
یکی دیگر از مسائل، وضعیت مالی نویسندگان است. بعنوان مثال، یک نویسنده توانمند برای نوشتن یک کتاب حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ صفحه ای یا یک مجموعه داستان کوتاه، امکان دارد حدود چهار ماه زمان صرف کند. با این وجود، گاهی مبلغی که برای چنین کاری درنظر گرفته می شود، با حجم زمان، انرژی و تخصص نویسنده تناسب ندارد. اگر نویسنده ای چهار ماه برای یک پروژه وقت بگذارد، باید ارزش واقعی این زمان و تخصص در حق الزحمه او دیده شود.
متأسفانه باتوجه به رشد هزینه ها، اگر بخواهیم در این حوزه دوام بیاوریم و کار را پیش ببریم، به پشتیبانی مالی جدی نیاز داریم. خیلی از نویسندگانی که در عرصه دفاع مقدس فعالیت می نمایند، از سر علاقه و دغدغه وارد این حوزه شده اند و علی رغم مشکلات مختلف بازهم در این راه مانده اند. اگر مقرر است این جریان ادامه پیدا کند، باید از آنها هم از نظر مالی و هم از نظر پشتیبانی حمایت شود.
موضوع قیمت کتاب هم مسئله مهم دیگری است. قرار نیست هر زمان قیمت کالاهای دیگر افزوده می شود، قیمت کتاب هم به همان نسبت افزایش پیدا کند. ما وظیفه داریم برای حفظ قسمتهایی از فرهنگ کشور هزینه نماییم و از تولید و مصرف کتاب حمایت نماییم. اگر قیمت کتاب با رویکرد حمایتی تعیین شود، امکان دسترسی مخاطبان، بخصوص نوجوانان، بیشتر خواهد شد.
برای نمونه، آخرین کتاب ما حدود ۱۲۵ هزار تومان قیمت گذاری شده است. این رقم برای نوجوانی که بخش زیادی از هزینه هایش بازهم به خانواده وابسته است، می تواند قابل توجه باشد. ما باید شرایطی فراهم نماییم که یک نوجوان بتواند با هزینه ای مناسب، کتاب مورد علاقه اش را تهیه نماید، آنرا بخواند و از مطالعه لذت ببرد. نباید این امکان را از نوجوانان دریغ نماییم.
خلاصه اینکه این مجموعه که انتشار جلدهای تازه آن بازهم ادامه دارد، در سال های گذشته با استقبال مخاطبان روبرو شده و بارها تجدید چاپ شده است. این شخصیت، یک نظامی رسمی با دیسیپلین خاص نظامی بود، اما با این وجود سرشار از شوق، اخلاق محوری و روحیه مذهبی بود و شخصیت خیلی خاصی داشت. قسمتی از این مسئله هم به بودجه مربوط می شود و ضروریست دراین خصوص حمایت بیشتری صورت گیرد.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب