گواهی های انسانی، ۲۳

گلوله و فرهنگ

گلوله و فرهنگ کارکادو: با اسلحه از خودمان دفاع می نماییم، با دیپلماسی تلاش می نماییم لطمه ها را حداقل و گستره زمان را حداکثر نماییم و با نبرد فعال فرهنگی به سوی پیروزی غائی می رویم.



یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:

جنگ یک حقیقت جهان انسانی است و ما نه فقط می توانیم، بلکه وظیفه داریم با کمک اسلحه از خودمان در مقابل تجاوز هر دشمنی دفاع نماییم. وقتی دشمن حمله می کند، وقت بحث های میان فیلسوفان نیست. در جنگ واحد زمانی عکس العمل ساعت است. اگر تا بامداد صبر کنی، دشمن شبانه تو را از بیخ و بن نابود کرده است. دفاع نظامی اقتضای خودش را دارد و یکی از مهم ترین اقتضاهای آن سرعت است.
با اسلحه دفاع می نماییم اما جنگ نهائی بر سر خاک و منابع نیست که با دفاع نظامی در آن پیروز شویم. که نگاه دشمن ما نیز چنین است همیشه پرسیده است چه کسی باید بر دیگری مسلط باشد؟ و جواب داده است من. صاحبان همین نگاه گاهی با هم جنگیده اند و خیلی هم کشته اند. فرقی نمی کند سرکوبگر هیتلر باشد یا امپریالیزم آمریکا. این جنگ ها امکان دارد خیلی بزرگ و خونین باشند، اما عمیق نیستند. پرسش همچنان اینست که چه کسی مسلط باشد.
جنگ عمیق جای دیگری است. آن جا که در مقابل این پرسش، ما پرسش دیگری می گذاریم؛ چه طور در کنار هم زندگی نماییم بی اینکه فرض نماییم باید ملتی بر دیگر ملت ها مسلط باشد؟
جنگ ما با دشمن در پی این سوال در می گیرد و جنگی عمیق است. برای این جنگ نمی شود با همان ابزار و همان زمان بندی جنگید. با اسلحه از خودمان دفاع می نماییم، با دیپلماسی تلاش می نماییم صدمه ها را حداقل و گستره ی زمان را حداکثر نماییم، و با نبرد فعال فرهنگی به سوی پیروزی نهائی می رویم.
اما این سه کار سه زمان بندی متفاوت دارند. در عملیات نظامی ساعت تعیین کننده است. دیپلماسی مقرر است در خلال هفته ها و ماه ها کارهایی کند همچون برای ما زمان بخرد. اما واحد زمانی نبرد فرهنگی دهه ها و قرن ها است. این چیزی است که فهمش آسان نیست.
بسیاری از آدم ها در صبرکردن مهارت کافی ندارند. نتیجه می خواهند و ترجیح می دهند نتیجه را همین فردا ببینند. این در میدان نظامی لازم است، اما در میدان فرهنگ ویرانگر است. اگر از یک استراتژیست فرهنگی بخواهی فردا، یا حتی یک سال دیگر، پیروزی را تحویلت بدهد، عملا راه هر استراتژی فرهنگی حقیقی و عمیقی را بسته ای. شاید تغییر فرهنگ به عمر ما قد ندهد. شاید کاری آغاز نماییم که نتیجه ی اصلیش را نسل های بعد ببینند.
مسئله فقط این نیست که برای پیروزی فرهنگی باید صبور بود. مساله اینست بی صبر، معنای پیروزی هم عوض می شود. اگر پس از دفاع موفق، پیروزی نهائی را هم در نظامی گری، قدرت بیشتر و غلبه بیشتر جست وجو کنی، آن وقت جنگ اصلی را باخته ای. چون دشمن فرهنگ تجاوز و سلطه ی خودرا در تو رسوخ داده است. حالا حتی اگر نتوانسته باشد خاکت را بگیرد، چیزی خیلی مهم را از تو گرفته است.
سلاح برای دفاع است. دیپلماسی برای کم کردن ضربه و زیادکردن زمان. و زمان برای آن نبرد طولانی که در پایانش قرار نیست جای سلطه گر را بگیریم؛ مقرر است خود سلطه را شکست بدهیم. شاید بد نباشد برای گرفتن تصمیم درست و قرار گرفتن در جای درست، یکی از مهم ترین سندهای انقلاب را باز باردیگر بخوانیم؛ بیانیه ی گام دوم انقلاب.
1405/07/07
12:37:48
0.0 / 5
3
تگهای خبر: فرهنگ
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
عقیده شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
عقیده:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۴
karkado فروش کادو و انتخاب انواع کادویی
کارکادو، همراه شما در انتخاب بهترین هدیه برای عزیزانتان