گواهی های انسانی، ۵۴
کمبود حضور زنانه
به گزارش کارکادو، مساله این نیست که زنان یکسان فکر می کنند یا مردان از این تجربه ها بهره نبرده اند. مساله آن است که وقتی یک تجربه انسانی در ساختار قدرت و ادراک سهم کم تری داشته، چیزی از فهم ما کم می شود.
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: جهان هنوز حضور زنانه کم دارد. برای فهم این کمبود خوب است به زنی نگاه نماییم که عمر کوتاهش را در خانه و جامعه گذراند، اما هیچ کدام را جای دیگری ننشاند. فاطمه دختر محبوب پیامبر بود، همسر علی بود، مادر بود، و با این وجود، کسی بود که درباره ی ی سرنوشت جامعه ی خود سخن می گفت. این ها توصیف چند شخصیت مختلف نیستند. وجوه یک زندگی و یک شخصیت هستند که نمی توان آنها را از هم جدا کرد.
ما اغلب تاریخ را در نگاه به جایگاهی می خوانیم که قدرت در آن مستقر است. می پرسیم حاکم که بود، فرمانروایی در دست چه کسی بود، و آن که بر دیگری پیروز شد که بود. با این ترتیب، تجربه های غیر حاکمیتی از تاریخ بیرون می مانند. زنان در زندگی حضور داشته اند، اما زندگی آنها کم تر به معیار فهم جامعه تبدیل گشته است. بنابراین، تصویری که از جهان ساخته ایم، به اندازه ی خود جهان گسترده نیست.
فاطمه را نمی توان فقط از نسبتش با مردان در موردش شناخت. در اختلافی که بعد از درگذشت پیامبر پدید آمد، او خود سخن گفت. خطبه ی فدکیه ی او، صرف نظر از اختلاف نظرها درباره ی ی جزییات نقل تاریخی، نشان داده است که در سنت اسلامی چه تصویری از این حضور باقیمانده است. زنی درباره ی ی حق سخن می گوید، استدلال می کند، گذشته را به یاد می آورد، و تصمیم سیاسی زمانه اش را به پرسش می گیرد. او موضوع گفتگو نیست؛ یکی از آنها است که گفتگو را شکل می دهند.
اما اگر از این حضور فقط اعتراض سیاسی را ببینیم، باز چیزی را از دست داده ایم. فاطمه مادری می کند، خانواده می سازد، مراقبت می کند، و پیوندهای انسانی را زنده نگه می دارد. این کارها در مقابل حضور اجتماعی او نیستند. بخشی از زندگی هستند. تجربه مراقبت، درکی از نیاز، رنج، وابستگی، و مسئولیت پدید می آورد که با دستور دادن و فرمان بردن به دست نمی آید. جامعه ای که این شناخت را به خانه محدود می کند، خودرا از آن محروم کرده.
در زندگی فاطمه، مهربانی با اعتراض ناسازگار نیست. کسی که از دیگری مراقبت می کند، می تواند در مقابل قدرت نیز بایستد. کسی که به پیوندهای انسانی اهمیت می دهد، لازم نیست از داوری درباره ی ی بی عدالتی چشم بپوشد. ما این خاصیت ها را گاهی چنان از یکدیگر جدا کرده ایم که انگار انسان باید میان مراقبت و مقاومت یکی را انتخاب نماید. حضور فاطمه نشان داده است چنین انتخابی الزامی نیست.
مسئله این نیست که زنان یکسان فکر می کنند یا مردان از این تجربه ها بهره نبرده اند. مسئله آن است که وقتی یک تجربه انسانی در ساختار قدرت و ادراک سهم کم تری داشته باشد، چیزی از فهم ما کم می شود.
وقتی می گوییم جهان هنوز حضور زنانه کم دارد، سخن از گذاشتن چند زن در جایگاه های سیاسی نیست. سخن از جهانی است که زنان در ساختن قواعدش، در انتخاب پرسش هایش، و در تعریف مناسبات انسانی آن سهمی به اندازه ی تجربه و توان خود داشته باشند. فاطمه را میتوان از این منظر دید؛ نه یک حضور تاریخی که در زمانی بوده و بعد خاموش شده، بلکه شاهدی بر اینکه زن می تواند بی آن که بخشی از زندگیش را انکار کند، در جهان در موردش اثر بگذارد.
منبع: karkado.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب