روایت سردار شهید همدانی از نماز یك بسیجی قبل از شهادت
به گزارش كاركادو گفتم: «برادر جان بگو ببینم چرا دفعه اول كه اسم و رسم تو را پرسیدم چیزی نگفتی؟!» اظهار داشت: «وقت اذان بود نماز می خواندم.» نگاهی به سر و وضع او انداختم. از لای انگشتان لاغرش كه روی محل زخم گذاشته بود خون بیرون می زد.
۱۳۹۸/۰۹/۰۳ ۰۹:۳۸:۵۱