یك پژوهشگر حوزه دین و فلسفه:

عاشورا، اعتراضی بدون تعرض است

عاشورا، اعتراضی بدون تعرض است به گزارش كاركادو خراسان رضوی یك پژوهشگر حوزه دین و فلسفه اظهار داشت: عاشورا، فرهنگی است كه در آن اعتراض بدون تعرض و درگیری بیان می شود.


حسن جمشیدی خراسانی در گفتگو با ایسنا درمورد فرهنگ عاشورایی و حسینی و اهداف و اثرات این فرهنگ، اظهارکرد: به نظرمی رسد آنچه در واقعه و حادثه عاشورا اتفاق افتاد، متفاوت از چیزی است که در میان مردم رواج یافته است. امروزه از نهضت و قیام امام حسین (ع) یاد می شود که درواقع نگاهی پرارزش به واقعه کربلا است. از طرفی دیگر برخی معاندین و مخالفین جریان عاشورا را بعنوان شورش و خیزشی ضد دولت و حکومت می دانند، در حالیکه واقعیت غیر از این است.
وی افزود: بر مبنای معاهده ای که پیش از این واقعه میان امام حسن (ع) و معاویه بسته شد، که از ان بعنوان صلح امام حسن یاد می شود می بایست بعد از مرگ معاویه خلافت این خاندان یعنی فرزند ابوسفیان آخر می پذیرفت. اما معاویه برخلاف معاهده ای که خود امضا کرده بود عمل کرد و فرزندش یزید را به صورت رسمی و علنی جانشین خود معرفی نمود اما به فرزند خود این نکته را یادآوری کرد که برای بیعت گرفتن از فرزند علی بن ابی طالب، تلاش زیادی نکند و اصراری هم نداشته باشد که آنها او را تأیید کنند. چونکه در آن زمان تأیید افراد خصوصا کسانی که موقعیت خاص اجتماعی داشتند تأثیرگذار بود و بسیار اهمیت داشت. ازاین رو تأیید یزید از سمت امام حسین (ع) که نوه پیامبر (ص)، فرزند حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) بوده اند و جایگاه اجتماعی ویژه ای داشته اند، نقش کلیدی و اساسی برای یزید و حکومت داشت. باوجود سفارش پدرش یزید اصرار به این تایید داشت.
این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه بیان نمود: زمانی که عنوان خلیفه مسلمانان به کسی داده می شود، درواقع او جانشین پیامبر اکرم است. باید شکل و ظاهر و حکومتش شبیه به پیامبر اکرم (ص) باشد و حافظ و نگهبان بخش هایی باشد که از پیامبر به جا مانده است. خلفای پیش از یزید زمانی که به اسلام روی می آوردند، به صورت رسمی و علنی در مقابل احکام ظاهری دین نمی ایستادند. بعنوان مثال معاویه ممکن بود که مشروب بنوشد، اما نوشیدن مشروب را عمل شرعی نمی دانست و از آن دفاع هم نمی کرد. به صورتی که در ظاهر نمی توان اظهار داشت که آنها انسان هایی لاابالی بودند. تقرببا حفظ ظاهر میکردند ولی یزید هیچ تقیدی نداشت و هیچ اصراری هم نداشت که او را اهل ایمان بدانند یا ندانند. بنابراین به تعبیر امروزی ها وی لاابالی و لاقید بود به شکلی که نه تنها به احکام ظاهری دین و شریعت پایبند نبود بلکه به آنها معترض هم بود و در مقابل آنها ایستادگی می کرد.
جمشیدی تصریح کرد: به شکلی که حتی درمورد «وحی» هم بیان می کرد که چه کسی گفته حضرت محمد، پیامبر خداست؟ به نظر می آید کینه و کدورتی که ابوسفیان به پیامبر (ص) داشت در زمان خلافت یزید ظهور و بروز پیدا کرد و این کینه نه تنها نسبت به شخص پیامبر بلکه نسبت به دستاوردهای پیامبر و هر آنچه که ایشان با خود به همراه داشتند، وجود داشته است.
وی تشریح کرد: در چنین شرایطی و با عنایت به همه این اتفاقات، یزید به خلافت رسید و گروهی را به منظور بیعت گرفتن یعنی همان تایید از امام حسین (ع) به مدینه فرستاد. من فکر می کنم نقطه ثقل حادثه عاشورا فهمیدن این نکته است که بیعت امام حسین با یزید به چه معناست؟
در این حوزه می توان اینگونه بیان کرد که گاهی انسان هایی مانند معاویه حاکم و خلیفه مسلمانان می شوند که شایسته این مقام نیستند اما امکان دارد در کنار این عدم شایستگی کارهایی در جهت عمران و آبادانی شهرهای اسلامی انجام دهند. راه را در دل مردم برای خود باز کنند تا مردم او را بپذیرند.
این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه اضافه کرد: این در شرایطی است که یزید به جای آن که تلاش کند و با استفاده از نیروهای خوب و شایسته تلاش کند گذشته خویش را جبران و هم ترمیم کند، اصرار داشت نظر و رأی اشخاص شاخص و بانفوذ را به خود جلب نماید و به اجبار آنها را در کنار خودش نگه دارد. با خرید با ارعاب و تهدید خلاصه به هر نحو ممکن آنها را به زیر بلیت خود در آورد. اما امام حسین (ع) چنین شخصیتی نداشتند که افراد ناشایست را تأیید کنند. به نظر من چه بسا اگر یزید اصرار به بیعت گرفتن از امام حسین (ع) نداشت، سیدالشهدا (ع) زندگی و کارهای عادی و معمولی خویش را ادامه می دادند و با حکومت مخالفت نمی کردند. چنان که امامان پس از ایشان هم همین شیوه را برگزیدند و خلفا هم خیلی اصرار به تایید ایشان نداشتند.
جمشیدی عنوان کرد: زمانی که اصرار گروه تعیین شده توسط یزید برای بیعت گرفتن ازامام حسین (ع) بالا گرفت، امام مدینه را ترک و به سمت مکه حرکت کرد. به نظر من هدف این شیوه و نوع اعتراض که بدون سخن و اقدام خاصی و با سفر کردن انجام می شود جنگ، ستیز و مبارزه نبوده و تنها اعتراضی برای عدم تأیید یزید است. من این فرد را تایید نمی کنم. وی صلاحیت حاکمیت و حکومت بر مردم را ندارد. من فکر می کنم گاندی هم الگو اعتراضی خود به سیستم موجود را از واکنش امام حسین در مقابل یزید گرفته است و بنابراین حرکت خویش را با سفر آغاز می کند. بدون جنگ و خونریزی. همان کاری که امام حسین ضد السلام پیش گرفت و از مدینه خارج شد و به مکه رفت. به نظر من این روش بسیار اهمیت دارد روش اعتراضی. امام حسین اعتراض داشت نه تعرض. چونکه قبل از امام حسین (ع) همه اعتراض ها در سایه قیام، جنگ و شمشیر رقم خورده است. شمشیر و خون بود که حرف داشت و حرف میزد و حرف خویش را بر کرسی می نشاند.
وی خاطرنشان کرد: به تعبیری می توان بیان کرد که در فرهنگ عرب بیشترحرف ها و اعتراضات در چارچوب جنگ اتفاق می افتاد مانند جنگ هایی که در زمان خود پیامبر (ص) و یا حضرت علی (ع) و هم امام حسن (ع) روی داد. به نظر من یکی از معانی فرهنگ عاشورا همین شیوه و روش اعتراضی امام حسین (ع) است. به نظر من بهترین دلیل بر این که یزید به درد حکومت نمیخورد برخوردی بود که با امام حسین (ع) پیش گرفت.
این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه اظهار داشت: بعد از آن که امام به مکه رسیدند، جاسوسان به ایشان اطلاع دادند که یزیدیان درصدد کشتن ایشان در کنار خانه خدا هستند. در چنین شرایطی امام حسین (ع) مکه و کعبه را سنگر خود قرار نداد و اینگونه فکر می کردند که اگر چنین اتفاقی در مکه و خانه خدا اتفاق بیفتد، درواقع هتک حرمت نسبت به خانه خداست و اتفاق ناگوارتری رخ می دهد؛ بنابراین مکه را ترک کرد. و بعد از آن با عنایت به سابقه شهر کوفه و دعوتنامه های فراوانی که کوفیان برای ایشان فرستادند و چون مردم کوفه از پدرش علی بن ابی طالب خاطرات خوبی دارند به سمت کوفه حرکت کرد.
جمشیدی افزود: رسمیت نبخشیدن به یزید، اعتراض است اما به شکل تعرض و درگیری انجام نشد. به صورتی که حتی پیش از واقعه عاشورا و در زمانی که حربن یزید ریاحی سردار و فرمانده سپاه یزید راه را بر امام و یاران ایشان می بندد، امام می فرمایند: بگذارید من از این دشت و بیابان بروم...
این فرمایش امام به این مفهوم است که قصد درگیری، مبارزه و جنگ و ستیز با یزیدیان را ندارند. حتی عِده و عُده آنرا هم ندارند. این اتفاقات در حقیقت مبین این است که سیدالشهدا (ع) از درگیری با طرف مقابل به شدت پرهیز می کنند چونکه قدرت، حکومت و شمشیر در اختیار یزید و اطرافیانش قرار داشت به بیانی دیگر لوله تفنگ به سمت امام حسین (ع) و ماشه آن در دست یزیدیان است.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی امام حسین (ع) تلاش داشتند بدون جنگ و درگیری، یزیدیان و وجهه شرعی آنها را تأیید نکنند.
ازاین رو من فکر می کنم در جریان عاشورا این مورد بسیار حائز اهمیت می باشد. شیعه فرهنگ اعتراض دارد اما شیوه این اعتراض، تعرض نیست. و هر اعتراضی هم لزوما تعرض نخواهد بود.
این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه بیان نمود: امام حسین (ع) تلاش داشتند به مردم بگویند که حکومت و نظام حکومتی یزیدیان، سیستمی نیست که پیامبر به دنبال آن بوده اند و برای آن کوشیده اند و کارهایی که در ذیل این حکومت و قدرت انجام می شود، کارهایی نیست که پیامبر اکرم آنها را تأیید کنند. اما این حرف ها و موضوعات را نمی توان با شمشیر، تفنگ و جنگ برای مردم بیان کرد و باید با گفتگو و صحبت به مردم گفته شود. این نکته هم یکی دیگر از خصوصیت های عاشورا است.
جمشیدی اظهارکرد: ائمه (ع) و ۱۲۴ هزار پیامبر برای ایجاد و یا تغییر حکومت و نظام های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیامده اند، بلکه آمدند تا مردم تغییر پیدا کنند. گرچه تغییر نظام های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، انسان ها را هم تغییر می دهد اما قطعی نیست که همه این تغییرات منجر به تعالی خود انسان ها بشود. بدین سان کارکرد امامت و نبوت برای تعالی انسان در حوزه اخلاق است. برخلاف نظر برخی، این فروکاستن نیست بلکه تعالی بخشیدن به این نوع از واکنش است.
با دقت به سخنان امام حسین (ع) در مدینه، کوفه و کربلا متوجه می شویم همواره سفارش ایشان به پایبندی به شریعت و دین است و فرهنگ عاشورا به مفهوم احیاء همین فرهنگ است.
وی افزود: حرکت امام حسین (ع)، حرکت نتیجه بخشی بوده است. یزدیان با شمشیر آمدند و امام حسین (ع) و یاران ایشان را به شهادت رساندند و تلاش کردند با شایعه پراکنی به مردم القا کنند که امام حسین (ع) شورشگر بوده است در حالیکه در این حوزه هم موفق نبوده اند. به صورتی که مجلسی که خود یزید در شام و با اقلیت و شرایط سخت خاندان امام حسین (ع) بعد از تحمل بلاها، برگزار کرد، به هم ریخت و مجلس یزید چیز دیگری شد و نتیجه عکس داد و یزید مجبور می شود چند روزی را برای شهادت امام حسین (ع) و یارانشان، عزای عمومی اعلام نماید. بدین سان اقدامات یزید و یزیدیان، عکس نتیجه دلخواهشان را به همراه داشت و این در شرایطی است که هدف و نتیجه مورد نظر امام حسین (ع) بعد از همین مجلس محقق شد.
این پژوهشگر حوزه دین و فلسفه اظهار داشت: درمورد اربعین هم تعبیرهای گوناگونی وجود دارد. به این مفهوم که روایت قطعی و مسلمی در خصوص این که خانواده و نزدیکان سیدالشهدا (ع) به سمت کربلا حرکت کرده باشند، وجود ندارد. تاریخ نگاران هم بیان می کنند که امکان دارد این حرکت در اربعین سال پس از عاشورا اتفاق افتاده باشد گرچه برخی تلاش بسیار کرده اند که اثبات کنند این اتفاق در اربعین همان سال رخ داده است. اربعین در فرهنگ عرب ها رایج و شایع نبوده و الان هم نیست. به نظر من تحت تاثیر فرهنگ ما ایرانیان این فرهنگ شکل گرفته است.
جمشیدی افزود: جریان اربعین به صورت تقریبی حرکتی است به دنبال حرکتی که امام حسین (ع) شروع کرده اند. در طول تاریخ تعداد کمی از علما حکومت و سلاطین را قبول داشته اند چونکه آنچه در حوزه قدرت اتفاق می افتد، آن چیزی نیست که پیامبر اکرم (ص) وسایر پیامبران به دنبال آن بوده اند و انسان سازی در آن صورت نمی گیرد. فرهنگ عاشورا، فرهنگ انسان سازی است و در آن انسان ها باید تعالی پیدا کرده و تربیت شوند.
وی خاطرنشان کرد: حرکت اربعین و پیاده روی زائرین هم مبین ظلم و ستم موجودی است که در آن حقوق مردم غصب می شود و در این نظامی که در جامعه جهانی بوجود آمده است کمبودها و اشکالاتی وجود دارد. درست است که عده ای به دنبال ثواب و اجر در این راه حرکت می کنند اما کلیت حرکت، این اثر را بوجود می آورد که برای بیان حرف، ضرورتی به استفاده از شمشیر و اسلحه نیست. با سکوت هم می شود بسیاری از حرف ها را زد.




منبع:

1399/07/18
10:35:08
5.0 / 5
69
تگهای خبر: اهدا , رمان , سفر , سیستم
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۳ بعلاوه ۱
karkado فروش کادو و انتخاب انواع کادویی
karkado.ir - حقوق مادی و معنوی سایت كاركادو محفوظ است

كاركادو

فروش کادو و انتخاب انواع کادویی